غار را در میمند اشکَفت میگویند. آنها نه به شکل دالان، بلکه فضاهای منفی گشادهای درون صخرهها، و شاید الهامبخش بناهای دستکند منطقهاند. چرا که بناهای دستکند اولیه (مانند لاخورین) که آنها را سُم یا بوکن مینامند، نیز بدون جزییاتی نظیر کیچه، درگاه، ایوان و … بوده و همچون اشکفتها، صرفا فرورفتگی درون دیواره قائم کمر هستند، که گاه جلو آنها را با دیواره سنگچین محفوظ میکردهاند.از اشکفتها میتوان اشکفت کُرُم (قدمگاه حضرت علی)، اشکفت نوکِن (دارای چشمهای درون خود)، اشکفت لاخیس را نام برد؛ که عظیمترین آنها اشکفتِ لاشکورگوئیه است با دهانهای حدود ۱۰۰ متر و ارتفاع و عمق حدود ۵۰ متر. آثاری از نقوش رنگی و کندهنگاره، درون و بیرون آن به چشم میخورد و باورهای مذهبی نیز نسبت به آن وجود دارد و چشمههای فصلی یا دائم زیبایی در اطراف آن جاری است. کُتِپلنگ (محل زندگی پلنگ در گذشته)، کُت خیک (محل امنی برای قرار دادن اشیا)، کُت مسکهدان (جای خنک برای نگهداری مسکه که همان کَره است)، حفرههای طبیعی هستند با دهانههای تنگتر از اشکفتها. چاهبرف در شمال غربی درِبِنِه در ۱۲ کیلومتری شمال شرقی میمند جای گرفته و به نظر میرسد گسل یا شکافی است که بالای آن با ریزش سنگ مسدود شده و آن را همچون غاری در آورده است که به گفته اهالی آب در تابستان نیز گاه در آن یخ میبندد.
برگرفته از وبلاگ http://www.keacheh.blogfa.com


