|
سرانگشتان فرهادگونه زنان و مردان ميمند بر دل سترگ رشته كوه هاي مركزي ايران
آنچنان نقشي از عشق رقم زده، كه هر بيننده اي را مبهوت و دل آدمي را به سوي گذشته اي
سرشار از سختي، ناامني و البته شور زندگي سوق مي دهد. در 38 كيلومتري شهرستان شهربابك از توابع كرمان و در نزديكي محور يزد سيرجان بندرعباس،
مسيري كوهستاني با آسماني لاجوردي و انبوه جنگل هاي بنه يا پسته وحشي، بادام كوهي،
بوته هاي خودرو جاز، اسكنبيل، كلوره، چمز، تله و قمس، خارشتر، مخلسه، اسفند، ريواس،
كنگر و نخود وحشي، چشم و گوش هر بيننده اي را ميهمان طبيعتي بكر و سكوتي تامل
برانگيز مي كند. رودخانه هاي فصلي همچون 'مورنگ'، 'لاخيس' با بستري سنگ لاخ، گردشگران را به تازه كردن
نفسي در خنكاي سايه سار درختان انار، انگور، گردو، سيب، زردآلو، انجير، توت سياه و سفيد،
آلوسياه، هلو، گلابي، به و درختاني همچون نارون، بيدمشك، سپيدار، سنجد و صنوبر
دعوت مي كند. مسير جاده را كه به پيش مي روي دورنماي روستاي صخره اي ميمند، تصور اينكه مردمان
دو هزار و 500 سال قبل يا به تعبير گروه كارشناسان آمريكايي 12 هزار سال گذشته بدون ابزار
و امكانات پيشرفته توانسته باشند چنين اعجازي را در قلب كوه رقم بزنند، دشوار مي نمايد. به دهكده صخره اي ميمند مي رسيم، همانطور كه مسيرسربالايي ورودي را نفس زنان به پيش
مي رويم منظرگاه باشكوه خانه ها، بيش از پيش خودنمايي مي كند و آدمي را به شگفتي
وامي دارد، چيدمان 400 خانه معروف به كيچه در دو تا پنج طبقه برروي يكديگر يادآور زندگي
اجتماعي امروز و آپارتمان نشيني است كه دو هزار و 500 اتاق را در روستاي دستكنده ميمند
به وجود آورده است. با خنكاي هوا، بوي گياهان كوهي و داروهايي همچون آويشن سياه، كاكويي، مريم گلي، بومادران،
آلاله، زيره، ترنجبين، اطوخودوش، ليسو، ريواس، آويشن، سرشو، مخلسه، اكليل الملك، زوفا،
ختمي، انقوزه، بارهنگ، خارخسك، رازيانه، پونه، پرسياوشان، شيرين بيان، خاكشير و شاتره
به قول سحراب مي توان 'ريه را از ابديت پر و خالي' بكنيم. به خانه ها يا كيچه ها(كوچه) كه مي رسيم، حسي آشنا آدمي را به درون كيچه فرامي خواند،
لازمه ورود به كيچه ها گذشتن از دالان روبازي است كه به زيبايي در دل كوه حفر شده است،
براي ورود به كيچه، درهاي كوتاه سر آدمي را به نشانه تعظيم به خالق اشرف مخلوقات كه
اينچنين تواني را به بنده اش ارزاني داشته به زير فرو مي برد. تا چشمانمان به تاريكي كيچه ها عادت كند، به اين مي انديشيم كه كدامين عشق چنين نقش
ماندگاري را بر لوح دل سنگ رقم زده است، سوسويي كه از روزنه درب كوتاه به درون كيچه
مي تابد، سقف و ديوارهاي سياهي را به نمايش مي گذارد كه بهترين و روشن ترين تابلوي
زندگي را به نشانمان مي دهد، اجاقي كه در زبان محلي ميمندي ها به 'ديدون' معروف است
در گوشه اي از اتاق، حكايت از قلم هنرمندانه زنان ميمندي در زدن نقش زندگي بر سقف اين
كيچه ها دارد. كارشناسان معتقدند، دود ايجاد شده از پخت و پز و سوختن هيزم به منظور گرم كردن كيچه ها
موجب يزولاسيون كيچه ها شده و از تخريب آنها جلوگيري مي كند. با خالي شدن نسبي كيچه ها و اين خانه هاي صخره اي ، جلوگيري از تهديد تخريب بايد
دغدغه همه فرهنگ دوستان باشد. اتاق هاي كيچه ها از نظر هندسي منظم نيستند، اتاقي سه در چهار به بلنداي يك متر و
90 سانتي متر تا دو متر و 10 سانتي متر در اكثر كيچه ها وجود دارد و بزرگترين كيچه از 90 متر
مربع تجاوز نمي كند. مفروش شدن اتاق با كف پوش هاي نمد، مخشيف، گليم و قاليچه هايي كه باز هم حكايت
از سرانگشتان هنرمند زنان ميمندي دارد و تداعي كننده هنرمندي زنان ايرني در خانه داري،
همسرداري و بچه داري است. در هنگام عبور از كيچه ها بوي خوش غذا مشام را نوازش مي دهد، هواي پاك كوهستان
بر گرسنگيمان مي افزايد، اينجا روستاي صخرهاي و دستكنده ميمند با هزاران سال قدمت
است كه هنوز زندگي به شيوه قديم در آن جريان دارد، در اتاقي كه با فرش هاي سنتي
مفروش شده جاي مي گيريم و كيچه اي كه رستوران غذاهاي سنتي نام دارد، ايستگاه
نخستمان مي شود، ترديد بين انتخاب غذاهاي محلي همچون كال جوش، سيرآب بنه فله
و غيره دوامي نمي پايد و دقايقي بعد تكيه بر بالش هاي لوله اي و سركشيدن چاي داغي
كه هنوز بوي خوش هيزم مي دهد، نشان از سيرشدنمان است. مهمانوازي مردمان اين ديار به تبعيت از ديار كريمان زبانزد خاص و عام است، در زبان و گويش
ميمندي ها هنوز كلمات پهلوي ساساني خودنمايي مي كند. از پله هايي خاكي به سمت پايين روانه مي شويم، حفر كيچه اي ديگر به نام حمام در
دل كوه يكي ديگر از عجايب ميمند است، حمام ميمند بيانگر اهميت رعايت نظافت و بهداشت
در روزگاران گذشته است، از دالان خاكي مي گذريم بعد از عبور از دري كوچك به فضاي رختكن
مي رسيم كه حوضيچه اي در وسط و سه سكودر اطراف آن قرار گرفته است، درب ديگر كه
روربرو قرار مي گيرد به صحن حمام هدايتمان مي كند، در پايين صحن خزانه اي در سنگ كنده
شده و منفذي هلالي شكل آن را به صحن وصل مي كند. در وسط خزانه گودالي است كه جاي قرار دادن ديگي براي گرم كردن آب بوده و در پايين
پشت اين چاله دالاني است كه درب آن به خارج از حمام باز مي شود. آتش خانه و محل برافروختن آتش در زير حمام قرار دارد. در طرف راست خزانه حوضي است كه محل شستن و آب كشيدن پاها است. سنگ مرمر بزرگي كه بر سوراخ سقف حمام به عنوان منبع تامين نور حمام قرار گرفته
است يكي ديگر از عجايب ميمند است. مدرسه قديم روستا نيز در دل روستاي صخره اي ميمند حاكي از علاقه مردمان اين ديار به
كسب علم و معرفت است، اين كيچه نيز با تفاوت عرض و عمق بيشتر با شيوه و طرح
واحدهاي ديگر ساخته شده به گونه اي كه هرچه از ابتداي كيچه به عمق آن نزديك مي شويم،
ابعاد كلاس ها گسترده تر مي شود كه به دليل افزايش ضخامت كوه است. طول فضاي مدرسه صخره اي 18 متر و عرض آن بين شش تا 15 متر متغير است، مدرسه ميمند
داراي پنج فضاي كلاس و دفتر است، حياط بزرگ مدرسه نيز كه به سنگ خشكه چين محصور
شده است با تك درخت 'تايي' در وسط خود را زينت داده است. از مدرسه به سوي مسجد ميمند مي رويم، اين مسجد مولود تغييرات چند واحد مسكوني است،
كه حدود 120 متر مربع وسعت را به خود اختصاص داده است. شكل ظاهري مسجد مدور و منظم است، بعد از عبور از راهرويي به پهناي يك و نيم متر به صحن
مسجد مي رسيم، سقف مسجد برروي سه ستون سنگي به ارارتفاع دومتر بنا شده است. محراب مسجد ميمند نيز به طرز هنرمندانه اي در سنگ حك شده و ارتفاع آن حدود يك متر است. نقش تيشه ي حجاران ميمندي هنوز بر درو وديوار اين مسجد نمايان است، طاقچه ها، محراب،
منبر سنگي، و طاقچه هايي براي قرار دادن كفش در بدنه ديوار قسمت ورودي است، گواه از
تمدن مردمان ديار ميمند دارد. كف مسجد ميمند كه فاقد سنگفرش و يا هر پوشش ساختماني است با قالي هاي دستباف
ميمندي مفروش شده است، قدمت بناي مسجد ميمند با توجه به اسناد موجود به سال 1240
هجري قمري برمي گردد. در وسط روستاي صخره اي، كيچه اي داراي سه ايوانچه با طاق گهواره اي گردشگران را به درون
فرا مي خواند، در انتهاي راهروهاي ورودي حسينيه ميمند قرار دارد، تجمع چند كيچه صخره اي،
حسينيه ميمند را با عظمتي مثال زدني با 200 متر مربع مساحت و چهار ستون مستطيل شكل
به نمايش گذارده است. موزه ميمند نيز از ديگر واحدها با تغيير كاربردي است كه آثاري همچون 'تركهبافي'، 'جاجيم'، 'حصير'،
'سفتوبافي'، 'نمدمالي'ابزار 'آهنگري'، 'ريسندگي' و 'بافندگي' به عنوان گوشه اي از هنرهاي زنان
و مردان ميمندي براي رسيدن به زندگي سالم در آن توجه گردشگران را به خود جلب مي كند. وسايلي همچون ابزارهاي بافندگي 'شانه قالي بافي'، 'چرخو'، 'استي'، 'داركاربافي'، 'كمان حلاجي'
، 'مشته كمان'، ابزار كشاورزي 'گرجين'(خرمن كوب)، 'گاوآهن'، 'كلوخ كوب'، 'ابزار نجاري'، 'رنده،
مته'، 'انواع قفلهاي قديمي'(كليدون)، كفش و لباسهاي محلي قديم و انواع ظروف غذا در موزه
ميمند گواه بر اشتغال اين مردم به كشاورزي، دامپروري و در كل تهيه همه مصارف زندگي با
بهره گيري از دست و توان خودشان است. به پايان سفر كه نزديك مي شويم، دلمان را در كيچه هاي پر خاطره و سرشار از عشق ميمند
جا مي گذاريم و سعيمان براين است كه همچون مردان و زنان ميمند با تلاش و سخت كوشي
نقش عشق را بردل و ذهمنان حك كنيم، درست همچو فرهاد! ك/4 7433/2624
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30308553 |